ميرزا حسن حسينى فسايى
634
فارسنامه ناصرى ( فارسى )
در ركاب خود فرمود و هرچه ابرام نمودم ، اصرار در توقفم بيشتر گرديد « 1 » و بعد از دو ماه براى تسخير عراق و تدمير احمد خان افغان و جماعت بختيارى حركت فرمود و گردن سركشان را در سلسله اطاعت خود درآورده ، عود به اصفهان نمود و ايالت اصفهان را به باقر خان خراسكانى كه چندى در قيد و حبس جعفر خان بود واگذاشت . « 2 » و در بيست و هفتم شوال همين سال [ 1199 ] « 3 » : به قصد تسخير طهران حركت فرمود و مجنون خان پازوكى [ را ] از پيش روانه داشت و بعد از ورود طهران را مسخر داشت و خبر فتح را به شهريار قاجار فرستاد و موكب و الا از طريق همدان ، وارد طهران گرديد و اين فقير بعد از ورود به طهران « 4 » ، ديوانهوار محلات شهر را تماشا مىكردم و اين اوراق را در شهر ربيع اول سال 1200 به انجام رسانيدم . و ميرزا محمد كلانتر فارس ، نگارنده تنقلات روزگار خود ، در اواخر همين سال [ 1200 ] در شهر اصفهان به رحمت ايزدى پيوست و جنازهء او را به نجف اشرف برده ، دفن نمودند و بعد از وفات او ، نواب جعفر خان ، كلانترى شيراز را به جناب حاجى ابراهيم پسر مرحوم حاجى هاشم كدخداباشى محلات حيدرىخانهء شيراز واگذاشت . و نواب كامگار ، شهريار نصرت شعار ، آقا محمد خان قاجار قوينلو ، در شهر طهران ، در روز يكشنبه يازدهم ماه جمادى اول همين سال [ 1200 ] « 5 » كه آفتاب عالمتاب به اول برج حمل شرف نزول نمود ، بر اريكه جهانبانى نشست و فرمود تا تمامت ممالك ايران را در تحت اقتدار خود نيارم ، نام شاهى را بر خود نگذارم و چون نوبت دارائى بيشتر از ممالك ايران ، در تحت اقتدار شهريار قاجار شد و تا اين زمان كه سال به 1302 رسيده « 6 » ، سلطنت تمامت ممالك ايران در خانوادهء او كه به قائم آل محمد ( ص ) متصل گردد ، باقى است ، لازم آمد كه بيان حسب و نسب و قبيلهء او را به وجه اختصار زينتبخش فارسنامه ناصرى كرده ، بگويم كه : اصول قبيلهء حشمت و شوكت شعار قاجار از نسل و عشيرهء قاجارنويان پسر سرتاق نويان مغول ، اتابك پادشاه ايران ، ارغون خان بود « 7 » و چون اولاد قاجارنويان بسيار شد ، همه را بلكه عشيره او را به نام او قاجار گفتند و در سال 736 قبيله قاجار به حدود شام رفته ، توطن نمودند و چون صاحبقران امير تيمور گوركان سفر مصر و شام فرمود ، فرمان داد كه قبيله قاجار از حدود شام ، روانهء تركستان شوند و چون به آذربايجان رسيدند ، در حدود گنجه و ايروان اقامت كردند . جماعتى را كه در سمت بالاى رودخانه يورت [ بودند ] « 8 » يوخارىباش « 9 » گفتند يعنى
--> ( 1 ) . روزنامه كلانتر ، ص 93 . ( 2 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 194 ، گيتىگشا ، ص 271 . ( 3 ) . مقارن دوم سپتامبر 1785 . ( 4 ) . ( روز پنجشنبه پانزدهم شهر شعبان 1199 از اصفهان حركت كرده در ركاب نكبت انتساب آن ولد الزنا ( آقا محمد - خان ) آمديم به طهران . . . ) روزنامه كلانتر ، ص 96 . ( 5 ) . برابر با 12 مارس 1786 . ( 6 ) . در متن : ( سيده ) . ( 7 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 4 ، تاريخ ايران ، ملكم خان ، ص 46 . ( 8 ) . در متن : ( نمودند ) . ( 9 ) . تاريخ ايران ، ملكم ، ص 46 ، ناسخ التواريخ ، ج 1 ، ص 9 .